نقاشی کودکان

نکات گوناگونی در نقاشی کودک وجود دارد که می تواند مفهوم خاصی داشته باشد. با آگاهی از این نکات ، شما پدر یا مادر گرامی می توانید تا حدودی با مفاهیم نقاشی فرزندانتان آشنا شوید و در صورت مشاهده نکته نگران کننده ، با مشاور بالینی یا مشاور آگاه ، ارتباط برقرار کنید و اطلاعات دقیق تری را به دست آورید.

مشاور یا روانشناس بالینی ، با توجه به ویژگی های نقاشی و محتوای آن و نیز براساس توضیحات کودک در مورد نقاشی خود و رفتارهای او ، به نتایج دقیق تری می رسد.

در این نوشتار به برخی از این مفاهیم اشاره می شود.

مفاهیم خطوط :

خطوط کمرنگ از یک سو ظرافت احساسات و معنویت را نشان می دهد ، و از سوی دیگر غالبا بیان کننده کمرویی ، اضطراب ، و پریشانی است.

خطوط پر رنگ نشانه ی خشونت و گاهی واکنش در برابر ترس از ناتوانی ، اضطراب و پریشانی است

خطوط معمولی امنیت و سازگاری را نشان می دهد

خط خطی کردن چهره ای که کشیده ، به معنای محو عامل ترس است.

مفاهیم شکل ها:

کشیدن آدمک کوچک که به طور معمول در گوشه کنار کاغذ ترسیم می شود ، به معنای کم رویی است

چشم های درشت ( دایره بزرگ ) که وسط آنها نقطه گذاشته می شود ، بیانگر ترس کودک می باشد.

حذف برادر یا خواهر در نقاشی ، به معنای حسادت به آنهاست.

مفاهیم رنگ ها:

استفاده از رنگ های سیاه و تیره به معنای ترس ، اضطراب ، غمگینی و نا امیدی است

رنگ خاکستری، رنگی خنثی است و چیزی را بیان نمی کند.

رنگ قهوه ای ، به معنای مقابله با فشار والدین برای نظافت است.

رنگ بنفش به معنای تمایل به چیزهای مخالف و استفاده ی زیاد از آن ، نشانه ی اضطراب است.

رنگ آبی ، صلح و آرامش و تسلیم و درون گرایی را بیان می کند.

رنگ سبز نشانه ی نیاز به جلب توجه و میل به محبوبیت ، گرایش به ارتباط و پایداری و سرسختی است.

رنگ قرمز ، نیاز به حرکت و برون گرایی و عمل را نشان می دهد

رنگ زرد نشانه شادی و خوش بینی و میل به مشارکت است

رنگ پرتقالی نشانه ی نشاط و پویایی و میل به کامیابی است.

رنگ صورتی صلح و تعادل را نشان می دهد.

استفاده از یک یا دو رنگ ، نشانه ی گوشه گیری و انزوا و استفاده از پنج رنگ ، نشانه ی سازگاری است

فقدان رنگ در قسمتی یا تمام نقاشی ، می تواند گویای خلأ عاطفی یا دلیلی بر گرایش های ضد اجتماعی است.

مفاهیم فضاها:

استفاده از فضاهای مختلف صفحه نیز می تواند مفاهیم ویژه ای داشته باشد.

استفاده از بالای صفحه به معنای آرمان گرایی و رویا پردازی و استفاده از پایین صفحه به معنای افسردگی است.

استفاده از چپ صفحه بازگشت به کودکی ( واپس روی ) و استفاده از قسمت راست صفحه به معنای نگاه به آینده می باشد

توجه داشته باشید که ، نشانه های پیش گفته ، هیچ یک واقع نمایی دقیق ندارند و فقط می توانند قرینه ای برای وجود نشانه ها باشند

۷ دلیل عالی برای اینکه در زمان حال زندگی کنید

در زمان حال زندگی کنید

قبول داریم زندگی کردن در زمان حال چندان ساده نیست. ممکن است درگیر گذشته و آینده شوید، ولی هیچ اشکالی ندارد. فقط کافی است آن را تشخیص داده و خیلی زود خودتان را از آن بیرون بکشید. همین باعث می‌شود حالتان بهتر و‌ آرام‌تر شود.در این مورد هم مثل بقیه چیزها، ایدآل‌گرایی باعث ایجاد اضطراب و خودخوری می‌شود. پس سعی کنید کم‌کم خودتان را به این سبک زندگی کردن عادت دهید و زیاد سخت نگیرید. مهم این است که پشتکار داشته باشید و به تدریج کمتر و کمتر به عادت‌های سابقتان برگردید.
«فقط یک زمان است که اهمیت دارد: اکنون! این مهمترین زمان است چون تنها زمانی است که روی آن قدرت داریم.» — لئو تولستوی
«من هیچوقت نمی‌توانم به آینده فکر کنم. خودش به زودی می‌رسد.» — آلبرت انیشتین
«راز سلامت جسم و فکر این است که نه بخاطر گذشته غصه بخوریم و نه بخاطر آینده نگران باشیم، بلکه هوشمندانه و صادقانه در زمان حال زندگی کنیم.» — بودا
احتمالاً نوشته‌های زیادی درمورد زندگی کردن در زمان حال و اینکه چطور می‌تواند کمکتان کند، خوانده‌اید.
امروز می‌خواهیم هفت فایده شگفت‌آور زندگی کردن در زمان حال را برایتان عنوان کنیم. البته خیلی از این فواید به هم مرتبط هستند.
قبول داریم زندگی کردن در زمان حال چندان ساده نیست. ممکن است درگیر گذشته و آینده شوید، ولی هیچ اشکالی ندارد. فقط کافی است آن را تشخیص داده و خیلی زود خودتان را از آن بیرون بکشید. همین باعث می‌شود حالتان بهتر و‌ آرام‌تر شود. در این مورد هم مثل بقیه چیزها، ایده آل‌گرایی باعث ایجاد اضطراب و خودخوری می‌شود. پس سعی کنید کم‌کم خودتان را به این سبک زندگی کردن عادت دهید و زیاد سخت نگیرید. مهم این است که پشتکار داشته باشید و به تدریج کمتر و کمتر به عادت‌های سابقتان برگردید.
این را هم بگوییم، زندگی کردن در زمان حال قرص جادویی نیست که همه مشکلاتتان را برطرف کند. این هم مثل ورزش منظم، به طرق مختلف به مرور کمکتان می‌کند.

۱. مهارت‌های اجتماعی‌تان را تقویت می‌کند.
وقتی شروع به تجربه زمان حال کنید، این یکی از اولین چیزهایی است که متوجه‌اش می‌شوید. اگر حس می‌کنید در برخورد با آدم‌ها عصبی یا خجالتی هستید یا نمی‌دانید چه باید بگویید، این راهکار خوبی است.
وقتی در زمان حال زندگی کنید، ذهنتان دیگر مملو از اتفاقاتی که در گذشته افتاده (وقتی فلان چیز را گفت منظورش چه بود؟) یا اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد (اگر فلان چیز را بگویم چه فکر خواهند کرد؟) نخواهد بود. خودآگاهی‌تان را کنار بگذارید.
همین جا هستید و توجهتان دقیقاً روی فردی که مقابلتان است و با او صحبت می‌کنید متمرکز می‌شود.
در چنین وضعیت ذهنی، باید وانمود کنید این فرد یکی از نزدیک‌ترین دوستانتان است و با آن چارچوب ذهنی با او حرف بزنید.
وقتی با دوست صمیمی‌تان هستید مطمئناً به چیزی که در آینده اتفاق می‌افتد یا برداشت او از حرفتان فکر نمی‌کنید. فقط از مکالمه‌تان لذت می‌برید و همان لحظه که با او هستید برایتان مهم است.
زندگی کردن در زمان حال مهارت گوش دادنتان را هم تقویت می‌کند. عادت بد فکر کردن به آینده و اینکه در جواب او چه باید بگویید را هم از بین می‌برد. این باعث می‌شود روی حرف طرفتان بیشتر تمرکز داشته و با زبان بدنتان انرژی‌ای بسیار مثبت به او منتقل کنید که بفهمد واقعاً حرف‌هایش شنیده می‌شود.
زندگی کردن در زمان حال تمرکزتان را هم تقویت می‌کند تا بتوانید بهتر از پس وقفه‌ها و چیزهایی در محیط پیرامونتان که باعث پرت شدن حواس می‌شود، برآیید.

۲. خلاقیتتان را بالا می‌برد.
اگر نویسنده یا هنرمند هستید یا کارهای خلاقانه دیگری انجام می‌دهید، متوجه خواهید شد که وقتی زیاد فکر نمی‌کنید، ذهنتان بازتر می‌شود و الهامات بیشتری به سراغتان می‌آید. وارد وضعیتی می‌شوید که ایده‌هایی نو بدون اینکه بدانید چطور، به ذهنتان می‌رسد.
این مورد تقریباً شبیه به مورد اول است. از این جهت که وقتی مثلاً نویسنده هستید و چیز می‌نویسید، این شبیه به یک مکالمه است. وقتی در مکالمه‌ یا نوشته‌ حضور داشته باشید همه چیز خیلی بهتر از زمانی که خیلی جلوتر از خودتان یا پشت سرتان ر می‌بینید پیش خواهد رفت. با فکر کردن به گذشته و‌ آینده فقط موانع ذهنی برای خودتان ایجاد می‌کنید که خلاقیتتان را نابود می‌کند.

زندگی کردن در زمان حال تمرکز را تقویت می‌کند


۳. کمک می‌کند بیشتر قدردان زندگی‌تان باشید.
یکی از بزرگترین مزیت‌های زندگی کردن در زمان حال این است که میزان تمایل به تحلیل کردن‌ها و برچسب‌ زدن‌ها به آدم‌ها و مسائل در شما کم می‌شود. دیگر به اندازه گذشته قضاوت نخواهید کرد.
شاید به نظرتان عجیب برسد ولی وقتی در زمان حال زندگی می‌کنید، زندگی عادی برایتان جذاب‌تر و جالب‌تر می‌شود. رنگ‌ها به نظرتان روشن‌تر خواهد رسید. سرزندگی بیشتری در گیاهان، طبیعت و آدم‌ها می‌بینید. شگفتی همه تکنولوژی‌های ساخته دست بشر را بهتر درک می‌کنید و چیزهایی که همیشه به نظرتان عادی و روزمره می‌آید، جالب می‌شود.
مثل این می‌ماند که با روشنی و کنجکاوی بیشتری به دنیا نگاه کنید. انگار دوباره بچه شده‌اید و دوست دارید همه چیز را کشف کنید.

۴. استرس‌تان را خالی می‌کند.
وقتی در زمان حال زندگی می‌کنید، آرامش و تمرکز خاصی درونتان به وجود می‌آید. اگر در طول یک روز عادی استرس داشته‌اید، یکی از بهترین‌ راه‌ها برای ایجاد این آرامش درونی یک یا دو دقیقه تمرین تنفس عمیق است.
این تمرین نه‌تنها جسمتان را آرام می‌کند بلکه تمرکز بر دم و بازدم‌ها ذهنتان را هم از گذشته و آینده دور کرده و روی زمان حال متمرکزتان می‌کند.

۵. نگرانی‌هایتان را کمتر کرده و فکر‌کردن افراطی را از شما دور می‌کند.
اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که قبل از اینکه کاری انجام دهند، بیش از اندازه به همه چیز فکر می‌کنند، زندگی کردن در زمان حال بهترین راه چاره برای این عادتتان خواهد بود. البته منظورمان این نیست که دیگر آن عادت فکر کردن را نخواهید داشت، همین که لحظه‌ای به زمان حال بیایید برایتان خوب است. می‌تواند جلو نگرانی‌های غیرضروری درمورد اینکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد را بگیرد و باعث شود وارد عمل شوید و در واقعیت ببینید که چه اتفاقی خواهد افتاد.

۶. روشنفکرترتان می‌کند.
شاید این بهترین فایده آن باشد. زندگی کردن در زمان حال برچسب‌هایی که روی آدم‌ها و چیزهای مختلف می‌زدید را برمی‌دارد و دیدتان را برای دیدن و تجربه کردن چیزها بدون تفکرات قبلی‌تان باز می‌کند. این بزرگترین نقشی است که زندگی کردن در زمان حال در بالا بردن خلاقیت و مهارت‌های اجتماعی‌تان دارد. دیگر می‌توانید بدون موانع فکری که قبلاً داشتید به همه چیز نگاه کنید.
به خودتان هم آسان‌تر خواهید گرفت و در عین حال می‌بینید که نتایج بهتری هم از تلاش‌هایتان می‌گیرید.

۷. شوخ‌طبعی‌تان را بیشتر می‌کند.
وقتی وارد زمان حال می‌شوید، متوجه خواهید شد که شوخ‌طبعی و بازیگوشی‌تان هم بیشتر می‌شود. وقتی از این دیدگاه به مسائل نگاه می‌کنید، دیگر به اندازه قبل سخت و چالش‌انگیز به نظر نخواهند رسید. آن طرزفکر وسواسی از شما دور خواهد شد.
انجام هیچ کاری بیش از اندازه راحت نخواهد شد ولی انجام خیلی از کارها راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌شود.
بچه‌ها معمولاً بیشتر از بزرگسال‌ها در زمان حال زندگی می‌کنند و بازیگوش‌ترند. با زندگی کردن در زمان حال می‌توانید بازیگوشی کودکی را به خودتان برگردانید.

۳ راه برای زندگی کردن در زمان حال
آمدن به زمان حال و زندگی کردن در آن چند روش دارد که می‌توانید چند مورد از آن را امتحان کنید تا ببینید کدام برای شما موثرتر است. اینها سه مورد از روش‌های محبوب ما هستند:

روی تنفستان تمرکز کنید: این را بالا هم ذکر کردیم. مقالات مختلفی درمورد تکنیک تنفس عمیق هست که می‌توانید به آن مراجعه کنید.

روی چیزهای درستی که مقابلتان است تمرکز کنید: از حواستان استفاده کنید. نگاهی به دوروبرتان بیندازید. ببینید چه چیزهایی اطرافتان وجود دارد که درست و بی‌مشکل هستند. به صداهای اطرافتان گوش کنید. پارچه لباس‌هایتان را لمس کنید و روی حسی که به شما می‌دهد تمرکز کنید. حتی می‌توانید روی نور آفتاب تابستانی یا باران پاییزی و حسی که روی پوستتان ایجاد می‌کند تمرکز کنید.

انرژی دیگران را دریافت کنید: اگر کسی را می‌شناسید که بیشتر از دیگران در زمان حال زندگی می‌کند، انرژی او را بگیرید. اگر چنین کسی را نمی‌شناسید، توصیه می‌کنیم به سی‌دی‌های افرادیکه در این رابطه حرف می‌زنند، گوش کنید. البته خواندن این دست کتاب‌ها هم خوب است ولی گوش دادن حس بیشتر و بهتری ایجاد می‌کند.

چگونه خلاقیت کودک را تقویت کنید؟

نمی دانید چگونه از فرزند خود یک نابغه بسازید؟ به هر کس می رسید راه حلی جلوی پایتان می گذارد و می گوید مثلا فلان مدرسه یا کلاس کودک شما را متحول خواهد کرد. در این مطلب با روشهایی ساده به شما می گوییم پرورش کودکی خلاق چگونه است.
شناسایی و کشف استعدادهای پنهان کودکان هرچه در سنین پایینتر ایجاد شود، بهتر است و نتیجه بیشتری در پی خواهد داشت. این کار باعث میشود هم دیدگاه آنها در مورد شغل آینده شان سریعتر شکل بگیرد و پرورش یابد و هم از نظر روحی - روانی در این زمینه تقویت شوند. تمام انسانهای این کره خاکی هرکدام با استعداد و توانایی خاص خودشان به دنیا آمده اند. برخی از این استعدادها هیچگاه تشخیص داده نمیشوند و با مرگ فرد، دفن می شوند.
اگر می خواهید خلاقیت کودکتان را تقویت کنید، سعی کنید از نگران بودن درباره ی چیزهای که کودکان کسب می کنند دست بردارید، به جای نتیجه کار، تاکیدتان را روی پیشرفت کار بگذارید، راهی که شما می توانید این را انجام دهید پرسیدن سوال درباره ی پیشرفت است، لذت بردی؟ تموم شد؟ نظرت درباره ی این کار چیه؟
کودکان به طور طبیعی مبتکرانی با قدرت تخیل بالا هستند ولی خلاقیت کودکان نیاز به حمایت والدین دارد، تحقیقی نشان می دهد که تخیلات کودک به او در فایق آمدن بر درد ها و رنج ها کمک می کند، خلاقیت کودک همچنین به بهتر شدن مهارت های اجتماعی،تقویت اعتماد به نفس و یادگیری بهتر کمک می کند.

کودکتان را به یادگیری تشویق کنید
کودکان را به خواندن برای سرگرمی و شرکت کردن در کارهای هنری تشویق کنید، تلویزیون یا هر صفحه نمایش دیگری را محدود کنید تا اینکه اتاق را برای فعالیت های خلاقانه مانند تمرین و تکرار یک بازی، یادگیری نقاشی و خواندن هر کتابی که به وسیله ی مولف مورد علاقه یتان نوشته شده است آماده کرده باشید ، به این ترتیب به افزایش خلاقیت کودک کمک شایانی می کنید.

فرصت دهید تا تفکر وسیع از خود نشان دهد
به کودکان فرصت دهید تا تفکر وسیع از خود نشان دهند، اجازه بدهید که با شما مخالفت کنند، آنها را تشویق کنید که یک مسیر و یک راه حل بیشتر برای مشکلات پیدا کنند، زمانی که با موفقیت مشکل را حل کردند، از آنها بخواهید دوباره مشکل را حل کنند اما این بار یک راه جدید برای حل آن پیدا کنند(راه حل یکی اما مسیر متفاوت)، سپس از آنها بخواهید به راه حل های بیشتری برای یک مشکل مشابه فکر کنند.

بخاطر خلاقیت جایزه ندهید
به کودکان بخاطر بروز خلاقیت شان جایزه ندهید! مشوق ها و محرک ها مانع پیشرفت خلاقیت کودک هستند و همچنین کیفیت پاسخ هایشان و انعطاف پذیری درتفکرات آنها را کاهش می دهند، به کودکان اجازه دهید که مهارت در فعالیت های خلاقانه که به طور طبیعی به آنها تمایل دارند را توسعه ببخشند نه اینکه سعی کنید که با جایزه دادن آنها را تحریک کنید.

برای رشد خلاقیت کودک، سادگی را حفظ کنید
به همان اندازه ای که لازم نیست یک فضای بازی استادانه و ماهرانه بسازید، به همان اندازه نیز لازم نیست برای تقویت خلاقیت کودک ، بهترین یا آخرین نوع اسباب بازی ها را بخرید، یک روانشناس در زمینه ی کودکان استفاده از بازی ها و فعالیت های ساده را پیشنهاد می دهد، برای مثال او با بچه هایی که به او مراجعه می کنند خانه سازی بازی می کند، اما به جای دستورات دیگر، بگذارید چرخ تخیلات کودکان بچرخد و آنچه را می خواهد بسازند.

به کودک وقت آزاد بدهید

وقت آزاد دادن به کودک تان اهمیت زیادی دارد، چند ساعتی را بدون فعالیت های برنامه ریزی شده بگذرانید تا کودک شما بتواند آزادانه بچرخد و بازی کند. برای تقویت خلاقیت کودکتان آنها را به دنیای بیرون معرفی کنید تا بتوانند از تمام حس های خود استفاده کنند.این به معنای سفرهای پیچیده و پرهزینه نیست، می توانید برای تقویت خلاقیت کودک ، آنها را به کتابخانه، موزه و محیط های بیرون ببرید.

به کودک خود حق انتخاب بدهید
به یاد داشته باشید که در آخر راه کودکتان باید مسیر خودش را پیدا کند و بسیار مهم است که خودش تجربه کند پس باید به او اجازه دهید تا تصمیم بگیرد و آن کاری را انجام دهد که خودش میخواهد. حمایت و تشویق شما بسیار لازم است اما کودک باید فضای کافی برای تصمیمگیری داشته باشد.

بازی‌هایی برای نابغه کردن کودکان
برای اینكه بچه هایی باهوش داشته باشید چه كار باید بكنید؟ باید به آنها ماهی بدهید یا مكمل امگا 3 و فسفر؟! اما یكی از بهترین راه ها برای این كار آن است كه بچه ها را به بازی های خوب عادت بدهید.
برای این كه بچه هایی باهوش داشته باشید چه كار باید بكنید؟ باید به آنها ماهی بدهید یا مكمل امگا 3 و فسفر؟! شاید هم فكر می كنید بهتر است آنها را در كلاس های مختلف و متعدد ثبت نام كنید اما یكی از بهترین راه ها برای این كار آن است كه بچه ها را به بازی های خوب عادت بدهید.
بازی های فكری می توانند كمك بزرگی به تقویت هوش و حافظه فرزندان شما بكنند. نمونه اش همین بازی جدید پنتابال  است كه چند سال لقب بهترین بازی فكری دنیا را به خود اختصاص داده است.

جنگا؛ بازی مهندس ها

بازی فكری جنگا یك بازی بسیار ساده ولی در عین حال هوشمندانه است. این بازی هم مانند سودوكو از بازی هایی است كه زمان - یعنی والدین فعلی و كودكان قدیمی- نداشت. از اختراع این بازی هم كمتر از 30 سال می گذرد. جنگا از 54 بلوك چوبی هم شكل و هم اندازه تشكیل شده است كه طول هر یك از بلوك ها سه برابر عرض آن است. این اتحاد در شكل و اندازه این امكان را فراهم می سازد تا با به كارگیری اندكی خلاقیت،  اشكال و احجام 3بعدی مختلفی ایجاد كرد و قدرت تمركز، خلاقیت و تجسم فضایی را به وسیله آن به رقابت گذاشت.

روبیك؛ برای تجسم  سه بعدی
مكعب روبیك یك پازل مكانیكی است كه در سال 1974 توسط یك مجسمه ساز و پروفسور معمار مجارستانی به نام ارنو روبیك ابداع شد. مكعب روبیك مدل های بسیاری دارد كه از جمله آن ها می توان به 2×2×2 (مكعب جیبی)، 3×3×3 (انتقام روبیك)، 4×4×4 و 5×5×5 (روبیك پروفسورها)، 6×6×6 و 7×7×7 اشاره كرد. هر كدام از این مكعب های روبیك بسته به سن كودكان می تواند برای آن ها سرگرمی فكری بسیار مناسبی باشد كه هم به تجسم 3بعدی آن ها كمك می كند و هم حافظه آن ها را تقویت می كند.

سودوكو؛ اختراع ژاپنی های باهوش
سودوكو مخفف یك واژه ژاپنی یعنی سوجی وا دوكوشین نی كاگیرو به معنی «ارقام باید تنها باشند» است. این بازی ریشه ای ژاپنی دارد ولی تقریبا 30 سال است كه مردم ملت های دیگر جهان هم با آن آشنا شده اند و در حال حاضر یكی از محبوب ترین بازی های فكری سراسر دنیاست. هرچند سودوكوی اصلی یك جدول 9 در 9 است ولی انواع ساده تر آن هم كه با جداول كوچك تر هستند وجود دارد و شما می توانید برای كودكان دبستانی خود از آن ها استفاده كنید.

اول مهر مبارک

روز هیاهوی دانش آموزان شاد ... روز معلم های صبور و مهربان ... روز ناظم های دلسوز و مدیرهای دوست داشتنی ... روزی که باز فراش پرتلاش، می رود به جنگ هر چه غبار.
روزی که همه دیوارها، میزها و صندلی های مدرسه که از خواب تابستانی بیدار شده اند، به روی اهالی درس و دانش لبخند می زنند.
آغاز رژه منظم کیف ها سر صف های صبحگاهی که می روند به سمت باغ دانایی.
از امروز، قرار است همه ما جایی را بسازیم. می پرسید کجا را؟ همان خانه ای را که با آجر واژه ها ساخته می شود، همان جا که پنجره هایی از جنس برگ های سبز و زنده دارد، همان جا که وقتی آباد است که با کتاب خواندن و یاد گرفتن، تر و تازه شده باشد، خانه دل هایمان را می گویم.
پس همه شما امروز به مدرسه می روید که دل های نازنینتان را آبی بزنید، از روی شیشه هایش گرد و خاک نادانی را پاک کنید و این خانه ارزشمند را صفایی بدهید. به گل ها و سبزه ها دستی به نوازش بکشید و روز تولد مدرسه را جشن بگیرید.
کاش همیشه دانش آموز بمانیم! کاش هر سال، اول مهر که می شود، همین طور هیجان زده، منتظر صدای زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، در پوست خودمان نگنجیم.
کاش قدر معلم های صمیمی را بیشتر بدانیم! 

 

 http://qwerty1340.persiangig.com/image/ef30115b941a.jpg

 

نمي دانستم.
هيچ چيز نميدانستم 
و نمي دانستم که نمي دانم،
اما تو مي دانستي و مي توانستي
و همين بس بود که دستهايم را بگيري
و در کلاس مهربانيت بنشاني
و نخستين حرفهايم را برايم هجي کني.
ازآن به بعد در کلاس تو
- که به اندازه همه خوبي ها وسعت داشت-
مي نشستم و از پنجره نگاهت
آسماني را مي ديدم که آرزوهايم را
چون خورشيدي روشن در بر گرفته بود.
چه خوب بودي تو. چه ساده،چقدر مهربان!
و من در چشمهايت مهري مي ديدم
که بوي دامن مادر را مي داد،
وقتي که ريحان مي چيد
و بوي دستهاي پدر را،
وقتي که خسته از کار بر مي گشت،
وضو مي گرفت، و در گوشه ايوان نماز مي خواند.
آن قمري قشنگ
که هميشه پشت پنجره مي نشست
و خبرهاي خوب کلاس را براي مادرها مي برد
هنوز هست!
و آن کلاغ پير که خبر چين بديها بود.
من از کتاب چه مي فهميدم!؟
من از شعر،چه مي دانستم؟
من داستان نديده بودم!
من خاطره نچشيده بودم!
من با همه اينها
در کلاس تو دوست شدم
و با تو در کلاس مهرباني.
يادت هست نوشتي : ابر ... باران باريد!
نوشتي:آب ... سيراب شدم!
نوشتي:بهار... درخت ها برخاستند!
نوشتي:رود ... درياها موج برداشتند!
و من فهميدم که دانستن آغاز توانستن است.
افسوس نماندي
تا برگهاي دفتر خاطراتم را بخواني
حرفهايم را بشنوي
و غلط هاي ديکته زندگيم را درست بنويسي.
هنوز در خاطره آن روزم
که همبازي کودکي هايم  شدي
تا از پله هاي نوجواني بالا بيايم
و جواني ام را به تماشا بنشينم.
هنوز حرفهايت پرده هاي دلم را مي نوازد
و صدايت در کلاس خيالم مي پيچد:
"آن مرد،با اسب آمد.
آن مرد در باران آمد."
هنوز چشم انتظار آن روزم
که آن مرد با اسب بيايد
و در باران اشکهايم،تن بشويد
و راه چون تو شدن را، به من بگويد

اي معلم خوبي ها.....    

 

http://qwerty1340.persiangig.com/image/5a61717dddc3.jpg